بنام پروردگاری که متکبر را ملعون می داندنظری داریم به الحاد با تکبر در جهان خصلت شیطان همین بود، نبود ملحد آن گهاناو مقرب بود خدا را با او بود در گفتگو زاین بکرد جرآت که گوید نکنم سجده براوپس بدان کفری نداریم بدتر از کبر در جهان خصلتی است ریزد فرو آن بر زمین از آسمانخصلتی است آثار شومش که به کرداراست عیان به تفرعن چهره گردد در میان مردمانمایه اش علم ومقام است، چون برون گردد زِ ظرف چهره وکرده دگرون بینی گشته او به حرفپس همین حرف وزبان است که برون آرد زِ راه زاین برون لاشۀ رویش برد آدم را به چاهچونکه نخوت یا تکبر در شمائل است اثرنا خود آگاه افتد آدم از شقاوت او به سرمردمان فهمند که این سر، نه سری است داشت او به سر عاریه سری است برآن تن، همه دارند حتی خرپس تکبر دان خریت زاید از آدم برون که به گفتار عالمون است در عمل لا یعلمونپس که ابلیس او به گفتار غیر واقع حرف نه زداما گفتارش زکبر بود، شد فزون لعنت زِ صد
برچسب:
نویسنده: نگار اکبری
تاريخ: يکشنبه
31 تير
1403 ساعت: 15:26